نگفته بودم، بارسلونا شهری است که می توانی عاشقش شوی و خیابانهایش را سیاه مست بچرخی...
می دانی، بارسلونا را می توانی تمام عاشقی کنی، ساده و بی تکلف!
اولین شهری که عاشقش شدم از لحظه ورود، شهری که حسی داغ زیر پوستم می دواند، سرزمین خودم نیست ولی حسش از روی پوست گذر کرد...می دانی چه می گویم، عشق بازی بود در خیابانهایش چرخیدن، می فهمی؟ همه حسهایت را بیدار می کرد، تنت را داغ و سرت را خوش...
بگویم این شهر چه نداشت؟؟ همه را داشت، همه را!
نمایش پستها با برچسب رویدادهای روز. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب رویدادهای روز. نمایش همه پستها
۱۳۸۸ تیر ۳۱, چهارشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه
سایت سیینگ
یک کمی ... نه در واقع وقتی هم که مست باشه زیاد خل بازی در میاره، چون در واقع جزء گروه خلهای سال بالایی هستش. نمیدونم امسال دفاع میکنه یا نه ولی اوضاعش ردیفه و 1-2 سال هم امریکا بود با استاد راهنماش. گذشته از این خلبازیهاش یک اخلاقهای عجیبی هم داره که نمیشه توصیف کرد ولی خب همه میگن عجیبه دیگه...
حالا اینها به کنار، دفعه پیش تولد دو تا از بچه ها بود و برای اون پارتی باید همه لباسهای عجیب و مسخره میپوشیدن که من هم دزد دریایی شده بودم البته از نوع خانم دزده. خداییش تیپم باحال بود، اون شب بهم گفت که تو لباست از همه جالبتر و قشنگتره!
دیشب که پارتی دانشگاه بودیم و بنده خودم رو کشتم و با هر آهنگی توپ رقصیدم از انگلیس و آلمانی و لاتین و سالسا...، یهو پریده میگه تو وحشتناک خوب میرقصی، میخواستم باهات برقصم ولی تو اینقدر خوب میرقصی که من ترسیدم ازت بخوام باهام برقصی!!! (بنده اون لحظات داشتم عجیب با یه آهنگ شبه لاتین قر میدادم و میتکوندم...)
حالا یک ساعت بعدش آخر طاقت نیاورد و دستام رو گرفت و رقصیدیم، بعد یه چیزی گفت و چنان صورتم رو توی دستهاش گرفت که گفتم الان این من رو خواهد بوسید! در حد وحشت بود اون لحظه برام، کسیکه دوستش دارم اون بغل هست و داره میرقصه، بعد این من رو ببوسه!!!؟؟؟
کمی وومنایز هست، البته ندیدیم دوست دختر داشته باشه طفلک. ولی مطمئنم بیشتر از جاست سایت سیینگ بهم نگاه میکنه...!!
حالا اینها به کنار، دفعه پیش تولد دو تا از بچه ها بود و برای اون پارتی باید همه لباسهای عجیب و مسخره میپوشیدن که من هم دزد دریایی شده بودم البته از نوع خانم دزده. خداییش تیپم باحال بود، اون شب بهم گفت که تو لباست از همه جالبتر و قشنگتره!
دیشب که پارتی دانشگاه بودیم و بنده خودم رو کشتم و با هر آهنگی توپ رقصیدم از انگلیس و آلمانی و لاتین و سالسا...، یهو پریده میگه تو وحشتناک خوب میرقصی، میخواستم باهات برقصم ولی تو اینقدر خوب میرقصی که من ترسیدم ازت بخوام باهام برقصی!!! (بنده اون لحظات داشتم عجیب با یه آهنگ شبه لاتین قر میدادم و میتکوندم...)
حالا یک ساعت بعدش آخر طاقت نیاورد و دستام رو گرفت و رقصیدیم، بعد یه چیزی گفت و چنان صورتم رو توی دستهاش گرفت که گفتم الان این من رو خواهد بوسید! در حد وحشت بود اون لحظه برام، کسیکه دوستش دارم اون بغل هست و داره میرقصه، بعد این من رو ببوسه!!!؟؟؟
کمی وومنایز هست، البته ندیدیم دوست دختر داشته باشه طفلک. ولی مطمئنم بیشتر از جاست سایت سیینگ بهم نگاه میکنه...!!
اشتراک در:
پستها (Atom)